42
عصرگاهِ بهار
عشقبازیِ ابر با کوه
شوقِ لمسِ برف ...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 14:27 توسط رضا
|
عصرگاهِ بهار
عشقبازیِ ابر با کوه
شوقِ لمسِ برف ...
صدایت
نوای دلنوازیست
چونان جویباری
در عمق جنگل تبدار
نرم و آرام
تن را که به خنکایش بسپاری
آتش درونت را می نشاند
صدایم کن ...
- خوشحالم که به جمع بلاگستان پیوسته ای خواهر گلم ...
بادِ بهاری...
سر به هم می سایند
سروهای حیاط
- تقدیمش میکنم به دورگه عجیب که هنوز رفتنش را باور نمیکنم.
- نوروزتان پیروز.
- و دیدن دوباره دنیای تصویر روی پیشخوان لذتی داشت.تولد دوباره مبارک یار دیرینه...
رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را