بدون شرح ...

پ.ن: حیفم آمد نبینیدش ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 12:3 توسط رضا
|

پ.ن: حیفم آمد نبینیدش ...
۳ روز است که برگشته ام. اما چنان کارهای گوناگون و گرفتاری های مختلف احاطه ام کرده اند که فرصتی ندارم. بماند که فعلا حس و حالی هم نیست که نیست. گاهی فرصتی کوتاه دست میدهد و سرکی میکشم بی صدایی و رد پایی و شکستن این قفل را به انتظار نشسته ام. از همگی شما دوستان بابت مهربانیهایتان سپاسگذارم.
تا بعد ...
رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را