deep winter —
a stray dog sniffs
an empty coffee cup
--زمستان سخت
سگی ولگرد بو می کشد
فنجانی خالی از قهوه را
زمستان ِ خَفَن
فِس فِس ِ سگ ولگرد
از قهوه خبري نيست
فريبا
از این ترجمه فریبا خوشم آمد![]()
![]()
![]()
![]()
..............................................................
kogarashi no ima ya fukutomo chiru ha nashi
--bitter winter wind
blowing now
yet no leaves to drop
(NATSUME Soseki (1867-1916
باد زمستان
تند میوزد اما
نیست برگی بر درختان
.若松に雪も来よ来よ衣配
waka matsu ni yuki mo ko yo ko yo kinu kubari
come, come, snow!
the young pine needs
new clothes
Issa
ای برف ببار ببار
کاج جوان
لباسی تازه می خواهد
........................................................
بیا! بیا! برف
کاج کوچولو
لباس تازه می خواد
فريبا
ازاین ترجمه فریبا خوشم اومد
پ.ن: چندروزیه که سرم خیلی شلوغه.دیر به دیر آپ میکنم.به شما عزیزان دیربه دیر سر میزنم.شرمنده ام.به امید خدا این گرفتاریها هم تموم میشه.ممنونم از همگی... ![]()
باران نقاش
با قلم مویی
به وسعت آسمان؛
و سطلی از رنگ
به عمق دلهایمان؛
تر می کند
روح خشک بی اعتقادیهایمان.
و نقاشی می کند
خیابانهای سیاه_تیره را
با
قطره
قطره
قطره هایی
از جنس برگهای سبز و زرد ونارنجی.
رنگ می زند
پیاده رو های خلوت را
با پنجه های درختان چنار
اثر انگشتهای
کوچک
زنده
ناشناخته
هستند
بسیار.
می گذارد برجا
برچهره دیوارها
خطوطی از رنگین کمان
و میبخشد
چهره ای نو
-رها از کهنگی-
به ماشینهایمان.
تسلایی
با نوازشهای بالهای فاخته
میدهد بر مردم
دل مرده
بی عاطفه
و می آراید
با رنگ جاویدان عشق
اندرون خالی
چشمهایمان.
پ.ن.۱: از Human Being سپاسگزارم که رخصت ترجمه شعرش را به من داد.![]()
پ.ن.۲: اصل شعر به انگلیسی
november
cold lodging
one birthday card
John McDonald
آذر ماه
سرمای مسافرخانه
کارت تولدی
.............................................................................................................................
asa-zamu ni tonjaku mo naki inaba kana
paying no heed
to morning's cold...
shoots of rice
بی پروا
در سرمای سحرگاهی
ساقه های برنج
.涼しさや欠釜一ッひとりずみ
suzushisa ya kakegama hitotsu hitori-zumi
coolness--
with one cracked pot
my life alone
Issa
--خنکا
با قوری شکسته ای
مانده ام تنها
....................................................................................
Night; and once again,
the while I wait for you, cold wind
turns into rain.
شب؛ و دیگربار،
مادام که در انتظار توام، باد سرد
خویش را به باران مبدل کرد.
.野分して又したたかのわか葉哉
nowaki shite mata shitataka no wakaba kana
autumn gale--
but the new leaves
hang tough
Issa
-- طوفانِ پاییز
سفت چسبیده اند اما برتن شاخه
برگهای تازه و ریز
..........................................................................................
his shoes
left out all night -
full of leaves
کفشهایش
--لبریز از برگها
تمام طول شب رها
پ . ن : دلم از غربت سنجاقک پر
io no hi wa mushi sae tori ni kozari keri
my hut's lamp--
even moths don't come
to the flame
Issa
--فانوس کلبه من
حتی حشرات هم نمی آیند
.گرد شعله اش
.....................................................................................
"To the setting sun
The scarecrow's face
Is indifferent."
Shirao
هنگام که خورشید برآید
مترسک را چهره -
دیگرگون می نماید.*
* این نوشته برداشتی ست کلا"متفاوت از هایکوی shirao نه لزوما" ترجمه لفظ به لفظ آن
meigetsu ni
omoukoto ari
ware hitori
the bright moon
something in my breast
I am alone
Shiki
ماه تابان
چیزی درسینه ام نهان
تنهایم
دیشب داشتم هارد کامپیوترم رو تمیز ومرتب میکردم. توی موزیکها برخوردم به دکلمه ای از شاعر و ترانه سرا وخواننده ترک کایاهان - اونهایی که ترکند احتمالن می شناسنش - اسم آلبوم واین شعر شانس پروانه هستش. اون موقعها خیلی دوستش داشتم وبا شنیدن دوباره اش خیلی لذت بردم.ناخودآگاه یاد کتاب ترجمه شعرهای احمد کایا افتادم که از خواننده های محبوب منه ویغما گلرویی ترجمه اش کرده وهفته پیش توی کتابفروشی دیده بودمش. هیچی همینجوری نشسته بودم که دیدم دارم ترجمه اش میکنم.نوشتمش و بدم نیومد شما هم بخونیدش.
۱۸ آرالیک ۲۰۰۴ - استانبول*
باز خورشیدِ گیسو بافته در سرخی غروب می نشیند.
رود بوسه هایش را در رفت وامد نثار ساحل میکند.
از دور، دور دستها، قایقها میگذرند؛ دیدنشان سخت.
رویاهایم در جیبم
سنگین سنگین به همراهت راه می افتم.
نامت، بخش بخش در ذهنم
به تو که می اندیشم خاطرم را زیبائی ها فرا میگیرند، ناخودآگاه.
می لغزند خاطره ها چون بادبادکها
در می رود بند بادبادک از دستم
بند بادبادک از دستم در می رود
و ناگاه خود را در کنار پرتگاه می یابم
در حال تماشای شانس پروانه
شانس پروانه !
یعنی اگر پروانه بخواهد هم نمی تواند از فراز بلندی سقوط کند.
من برای زنده بودن به تو می اویزم
با تمام خستگیهایم وقتی لبخند می زنی
ترا چون جرعه ای آب گوارا می نوشم
با سرانگشتهایم شادمانی را لمس میکنم
در بی انتهایی ترسهایم، شادیهایم، وپرتگاه
رود در رفت وآمد بوسه میزند بر ساحل
از دور، دور دستها، قایقها می گذرند؛ دیدنشان سخت.
باز خورشید گیسوبافته در سرخی غروب می نشیند.
رویاهایم در جیبم
سنگین سنگین به راه میافتم همراه تو
باز خورشید گیسو بافته در سرخی غروب می نشیند.
* آرالیک آخرین ماه ترکی ست . از ۱۰ آذر تا ۱۰ دی شمسی.
.風吹や穴だらけでも我蚊帳
kaze fuku ya ana darake demo waga kachô
wind blows--
lots of rips, yet still
my mosquito net
1803-ISSA
..................................................................
باد می وزد
برجاست هنوز
پشه بند من.
روی دیوارآجری:
nakiyamete
tobutoki semi no
miyuru nari
the singing stopped
a flying cicada
I saw it!
Shiki Masaoka
پایان گرفت آواز
جیرجیرکی درحال پرواز
!دیده بودمش
روی دیوار آجری :
Behold the ego
Set in glowing emptiness
In the edge of time
Noel Kaufmann
اینک تو !
مانده در بیهودگیی فروزان
بر لب پرتگاه زمان
Flame passing
-from stick to stick
.such quite
(1956-1901)sojo
شعله میرقصد
درمیان تکه های چوب-
چقدر آرام .
Boarding the boat
I slip off my shoes
Moon in the water
سوار بر قایق
کفشهایم را کنده ام
ماه در آب است.
The Child Snores
... The Mother Pounds Straw
Summer Moon
خرخر كودکی در خواب
ضربه ناچیز مشت مادری بر پشت ...
ماه تابستان
دیوارآجری وبلاگیه برای ترجمه هایکو که من ازطریق وبلاگ خانم آموزگار باهاش آشنا شدم البته با تشکر از ایشون . آخرین ترجمه رو اینجا میذارم تا ببنید البته لینکش نو قسمت پیوندها هستش اگه دوست داشتین میتونین امتحان کنین.
to a mass of petals
...a mouth-opening carp
summer-appearing
میان توده گلبرگها
کپور دهان گشاده ...
تابستان درراهست.

