تبليغاتX
دل نوشته ها
چهارشنبه سی ام آبان 1386
باد پائیزی
 

بعد از خوندن گل شبدر نوشتم:

 

 

کاش اندک فرصتی می داد

دیدن برگ درختان را درفصل خزان

باد ٬ این بیرحم باد.

 

 

 

پ.ن.۱ : خلیی خاشوحلم که همه تنوتسند متن ملطب قلبی رو بنونخد.

        خدا رو شکر کسی جزو چهل وپنج درصد نبود.

  پ.ن.۲ : یه آهنگ نوستالژ رو »اینجا« گذاشتم.

 

نوشته شده توسط رضا در 13:5 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
?Azanming huh
 

Only great minds can read this !

 

 

fi yuo cna raed tihs, yuo hvae a sgtrane mnid too.I cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg.The phaonmneal pweor of the hmuan mnid, aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy, it dseno`t mtaetr in waht oerdr the ltteres in a wrod are, the olny iproamtnt tihng is taht the frsit and lsat ltteer be in the rghit pclae.The rset can be a taotl mses and yuo can sitll raed it whotuit a pboerlm.Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe. Azanming huh?Yaeh and I awlyas tghuhot slpeling was ipmorantt! If yuo can raed tihs forwrad it.

 

 

Cna yuo raed tihs?

Olny 55 plepoe out of 100 can.

 

 

 

نوشته شده توسط رضا در 8:30 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
یادداشت
 

1-  نمی دونم شما قطعه کوتاه انیمیشنی رو که درباره تفاوتهای فرهنگی ایتالیا واروپاست رو دیدین یا نه؟ این قطعه کوتاه بدلیل اینکه مواردی رو که مطرح می کنه بصورت جالبی با فرهنگ ومسائل ایران نیز منطبقه و به علت اینکه پرچم ایتالیا تقریبا" حالت افقی پرچم ایرانه ما ایرانی ها به اشتباه – البته تا اونجائی که من برخورد کردم- فکر می کنیم که مربوط به ایران واروپاست.در صحنه ای از این فیلم تفاوت هواپیماها مورد نظر هست بصورتیکه در اروپا لندینگ هواپیما هیچ عکس العملی از جانب مسافران ندارد ولی در ایتالیا (ایران) این عمل به علت سختی این کار با تشویق ودست زدن مسافران برای خلبان همراه است.هفته قبل وقتی از جزیره کیش بازمی گشتیم با پروازی از هواپیمائی کاسپین که خیلی درب وداغون بود بعد از اینکه توی فرودگاه مهرآباد نشستیم عده ای از مسافران شروع به دست زدن وتشویق خلبان کردند. جالب بود بعد از یه پرواز که هر لحظه اون استرسه مسافرا لبخندی زدن ومن هم نفس راحتی کشیدم. فکر می کردم که علاوه بر اینکه به نظرم به پرسنل پروازی در ایران باید علاوه بر حقوق معمول فوق العاده ای به عنوان سختی شرایط کار پرداخت بشه که اونها شجاعانه با زندگی خودشون هر روز بازی میکنن وبا این هواپیماهای فکستنی پرواز می کنن؛ تا کی می خواهیم به این صورت ادامه بدیم و این هواپیماها تا کی جوابمون رو میدن. حتما" عکسهای ایرباس A380   رو دیدین اگر هم ندیدین با یه جستجو توی نت می تونین ببینین که اونها هواپیمائی رو سوار میشن که قسمت عادی اون از فرست کلاس هواپیماهای ما چندین برابر بهتره.

 

2-  از کیش که برگشتیم رفتیم اصفهان. شهر زیبای خدا؛ به قول شهرداری اصفهان که این جمله رو همه جای شهر نوشته بود. شهر تمیز و سرسبز اصفهان و مهمانسرای عباسی که سه روز میزبان ما بود. شبها ساحل زیبای زاینده رود بود و پلهای اله وردی خان و خواجو و روزها نقش جهان و چهل ستون و منار جنبان و هشت بهشت و عالی قاپو و مسجد جامع و ... . خود مهمانسرا هم که بازسازی شده کاروانسرای مادر شاه بوده و در زیبائی و تزئینات بی نظیر بود. جای همگی خالی خیلی خوش گذشت. شاهکارهای معماری و تزئین دوره صفوی رو دیدیم و لذت وافری بردیم. اما افسوس می خوردم به سبب اینکه در تمام این ابنیه تاریخی تا جائی که دست انسان می رسید اثری از تزئینات داخلی بنا اعم از نقاشی یا گچبری یا ... نبود.یا به قول مسئول عمارت عالی قاپو توسط مردم کنده و برده شده بود یا به صورت بسیار مشمئز کننده پر از اسامی مختلف آدمها شهرها و تاریخ بازدید این کسان بود.فقط سقف بناها وبالای دیوارها به دلیل در دسترس نبودن از گزند این آفات مصون مانده بود. نمی دانم این مرض مهلک فرهنگی تا کی گریبان این مردم را خواهد گرفت که هنوز فرق دستشوئی پارک رو با عمارت عالی قاپو به عنوان یک میراث ملی نمی فهمند.

 

      ۳-  وخبر خوش اینکه کارت هوشمند سوختم رسید.

           مرا توغایت مقصودی از جهان ای دوست

              هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست

 

              چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم

              که یاد می نکند عهد آشیان ای دوست

 

               تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود

               هنوز مهر تو باشد به استخوان ای دوست.

 

 

                                                                                 < پاینده باشید >

 

 پ.ن: راستی کسی از نقاش خیابان نور خبری نداره؟

 

 

نوشته شده توسط رضا در 11:8 | | لینک به این مطلب
جمعه هجدهم آبان 1386
روی دیوار آجری
 

.涼しさや欠釜一ッひとりずみ
suzushisa ya kakegama hitotsu hitori-zumi

coolness--
with one cracked pot
my life alone

Issa

 

 --خنکا

با قوری شکسته ای

مانده ام تنها

....................................................................................

 

Night; and once again,
the while I wait for you, cold wind
turns into rain.

Shiki, Masaoka.

 

شب؛ و دیگربار،

مادام که در انتظار توام، باد سرد

خویش را به باران مبدل کرد.

 

 

 

 

نوشته شده توسط رضا در 0:0 | | لینک به این مطلب
شنبه دوازدهم آبان 1386
من از عهد آدم ترا دوست دارم
 

این شعر از قیصرامین پور را الان خواندم.نوشتم شما هم بخوانید.

 

من از عهد آدم ترا دوست دارم

از آغاز عالم ترا دوست دارم

 

چه شبها من وآسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: ترا دوست دارم

 

نه خطی نه خالی نه خواب وخیالی

من ای حس مبهم ترا دوست دارم

 

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه غم ترا دوست دارم

 

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم: ترا دوست دارم

 

 

 پ.ن:چندتاعکس ازکنگره بزرگداشت مولانا در خوی ومزار شمس تبریزی رو اینجا می تونید ببینید.

 

 

 

 

نوشته شده توسط رضا در 14:44 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفتم آبان 1386
یادداشت
 

     1-  کنگره بزرگداشت مولانا درحال برگزار شدن است.اون هم درسه تا شهر مختلف به سبک ایرانی ابتدا در تهران آغاز ودر تبریز ادامه ودر خوی به اتمام میرسه.! هر کاری کردم که بتونم کارام رو یه خورده خلوت کنم تا برم خوی نتونستم.یکی از مسئولین برگزاری پریروز تو رادیو میگفت : مقبره شمس رو کسانی که قبلا" دیده بودن اگر الان ببینند با حجم تغییرات انجام شده باورشون نمی شه؛ ومن خیلی دوست داشتم ببینم که چکار کرده اند که اون مناره با تزئینات شاخ قوچ که محصور در خانه های مسکونی بود وحتی خیلی از اهالی هم موقعیتش رو نمی دونستند تبدیل به قطب گردشگری شده؟!! البته بازهم جای شکرش باقیه که بعد اینهمه سال به این فکر افتاده اند؛ تبریک میگم ولی اینکه نتونستم برم حیف شد.   

 

      2- باید استاد و فرود آمد

بر آستان دری که کوبه ندارد

چرا که اگر به گاه آمده باشی

دربان به انتظار توست؛

( واگر بیگاه

به در کوفتنت پاسخی نمی آید.)

کوتاه است در

پس آن به که فروتن باشی

...

 

فکر میکنین مجری برنامه امروز تهران یا سلام تهران (همون تهران 20 قدیم) مجبوره که برنامه خودش رو با یه همچین شعری آغاز کنه که اولا" نتونه اسم شاعر رو ببره و در ثانی قسمت رنگی داخل پرانتز رو هم نخونه؟ من که هر چی فکر کردم نتونستم جوابی پیدا کنم.انگار صداوسیما هنوز بین بزرگی یا کوچکی بعضی افراد دودله حتی اگه خیلی ها اونارو بزرگ بدونن.

 

3- امروز یکی از دوستانم برام ایمیلی زده بود بد ندیدم شما هم بخونید:

اگر سارقان شما را وادار کردند که از کارت عابر بانکتان پول بگیرند شما رمز کارتتان را به صورت معکوس (یعنی از آخر به اول) وارد کنید مثلا اگر کلمه عبور شما 1254 میباشد شما عدد 4521 را وارد کنید. با این کار عابر بانک به شما پول میدهد ولی در عین حال دستگاه به صورت خودکار پلیس را در جریان سرقت قرار میدهد. این قابلیتی است که تمام دستگاههای خودپرداز دارند ولی اکثر مردم از آن بی خبرند.

 

4- آخر هفته پیش طبق قراری که با خواهرم وهمسرش داشتیم رفتیم مرنجاب.کاروانسرائی 700 ساله درفاصله 60 کیلومتری شمال شرقی کاشان در حاشیه کویر.اولین بار بود که به کویر می رفتم وچه تجربه خوب وبیادماندنی بود شب زیر سقف آسمان صاف وپرستاره ای که انگار اگر دست دراز میکردی میتوانستی اونا رو از جاشون برداری بخوابی و مهتابی که رنگ نقره به همه چیز پاشیده بود و نظیرش رو قبلا" هیچ جا ندیده بودی وسکوتی ژرف که جز صدای باد اگر می وزید هیچ نبود و خدایی که واقعا" در آن نزدیکی بود ...

جای همگی خالی.

 

 

 

 

پ.ن.۱ :خوشحالم که مشکل مالی زینب کوچولو مرتفع شد.دم همگیتان گرم.

پ.ن.۲ :قیصر شعر ایران دیشب دربیمارستان دی درگذشت.صبح به همراه شعری از قیصرامین پور واژه زنده یادرا که به ابتدای اسمش اضافه شده بود شنیدم وچه بد.

                    خدایش بیامرزاد.

 

 

نوشته شده توسط رضا در 14:25 | | لینک به این مطلب