بایدببخشیدکه اینهمه لطف کرده آمدید ونبودم.دارم یک دوران سترونی را تجربه میکنم.اصلا دستم به قلم نمیرود تابنویسم سرم پرازافکارگوناگون است ولی حوصله نوشتن ندارم.بالاخره امشب طلسم راشکستم دلیل انهم اینکه دارم کتاب دربند اماسبز آقای مسعود بهنود رامیخوانم که یادداشتهای زندان نویسنده است بانثری خاص خوداو ودیدگاهش که همیشه مرا به غبطه خوردن واداشته است حیفم امد لذتم را باشما قسمت نکنم پس جدای ازآنکه پیشنهاد میکنم کتاب را حتما بخوانید قسمتی را بنام چرا مرگ چرا درجستجوی جاودانگی ... برایتان مینویسم امید که مقبول افتد.ارادتمند همگی.
ادامه مطلب
