ادامه مطلب
ادامه مطلب
کاش میدانستم این آتش که هردم شعله سربرمی کشد ازدل من
ومراسوی دیار غربت دلدادگی ها می کشاند
همان عشق است که دردل پانهاده
همان شوریست که اش دیدار تو برجا نهاده
کاش می دانستم این دل - بی نوای سرد محزون -
بهرتو ازبرای عشق تو سوی تباهی رهسپاراست.
کاش میشد آخر این ماجرا رادید
که تورفتی ومرادردامن غمها به حال خودرها کردی
دردل اما سوگ رفتارت همیشه برقراراست.
کاش می دانستم ازاول که سودی نیست درپایان این راه
آمدی و ماندی و آتش زدی و پرکشیدی
کارازکارم گذشت و باز
- خرسندم به اندوهی که ازتو دردل من یادگاراست.
دوستان دیشب کتابی از استاد هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) شاعر بلند آوازه معاصر که انشااله هرکجا هستن سلامت باشند می خوندم حیفم آمد که شعری از ایشون براتون ننویسم امیدوارم لذت ببرین وبرای سلامتی وطول عمر شاعر گرانقدرمون دعا کنید.
باگریه می نویسم!
ازخواب باگریه پاشدم.
دستم هنوز درگردن بلند تو آویخته ست.
و عطر گیسوان سیاه تو
- بالبم آمیخته ست.
دیدار شد میسر و ...
باگریه پاشدم.
من هنوز فیلم 300 رو که گفته میشه به فرهنگ ما توهین کرده وتاریخ ایران رو تحریف کرده ندیدم وانشااله به مدد دستفروشهای عزیز به زودی فیلمو میبینم ومطلبی خواهم نوشت لطفا با نظراتتون کمکم کنید.
درضمن به تازگی فیلمی ازاستاد سینما woody allen دیدم به نام match point یا به فارسی امتیاز نهائی پیشنهاد میکنم اگه گیر آوردین ببینین ولذت ببرین .
تا بعد ...

